ملانصرالدين نزد معلمي امانتي سپرده بود. بعد از مدتي ملا به پيش معلم رفت و امانتش را از او طلب کرد. معلم گفت: کمي منتظر باش تا درسم تمام شود بعد امانت را پس مي دهم. ملانصرالدين هر چه منتظر ماند ديد که معلم هي ريشش را مي جنباند و درسش تمام نمي شود. ملا بالاخره حوصله اش سر رفت و گفت: تو برو امانت من را بياور من به جاي تو ريش مي جنبانم.
الان محیط زیست کشورمان به امانت نزد ماست. آیندگان این امانت را از ما خواهند خواست.
پس بهتر است به جای ریش جنباندن به فکر ادای دِین خود به محیط زیست باشیم.